تبليغاتX
تنهایی

تنهایی

مردم شناسی

این جلسه استاد در مورد مردم نگاری سینما صحبت کردند.

مردم نگاری :توصیف فرهنگ یک گروه اجتماعی است.

فیلم٬عکاسیو هنرهایبصری یکی از روش هایی است که به کمک آن می توان به توصیف فرهنگ پرداخت.

و این جلسه ی کلاس به دلیل جنبش و تحصن دانشجویی که در دانشکده انجام گرفت تعطیل شد این هم یکی از فواید جنبش دانشجویی است.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 0:41  توسط برزه  | 

در این رابطه دو نظر وجود دارد:

الف)نطفه ی انسان شناسی در ایران هنوز منعقد نشده است و استدلال آن این است که کارهایی که انجام شده از لحاظ روش و نظریه و بنیاد های معرفت شناسی دچار نقصان است و نمی توان گفت که نوشته ها علم است بلکه ایدیلوژی جامعه شناسانه است.

ب)انسان شناسی در ایران در حال تحقق و شکل گیری است.

بر اساس این تعریف دو نوع تحقیقات را می توان جدا کرد:

۱ـایران شناسی که در مفهوم عام آن از فلسفه٬شعر ٬هنر٬و... دارد.

۲ـقوم شناسی ایرانی:مطالعات مربوط به اقوام و گرو ههای ایرانی است.

سال ۱۸۰۰ سال تولد انسان است و اینکه انسان به ابژه ی تحقیقاتی تبدیل می شود.در ایران از این سال به بعد دوره ی جنینی آغاز می شود.از لحظه ای که با هویتی متفاوت و شرایط زیست متفاوت تعامل پیدا کردند به صورت مساله در می آید.تا قبل از قرن ۱۹ ایران هیچ ارتباطی با دنیای غرب نداشت سال ۱۸۱۴ فرستادن جوانان ایرانی توسط عباس میرزا به انگلیس ٬سیاحان٬ظهور امیرکبیر٬روشنفکران ایرانی٬مصنوعات و محصولات غربی و مجموعه ی این ها باعث شناخت ایرانی ها از دنیای جدید شد و اینکه دنیای جدید متمدن است و عیب از خویشتن فرهنگی ماست و دو جریان رقیب به وجود آمد.

۱-سنت گرای مذهبی

 

۲ـتجدد گرای مدرن

یک گروه بهفرهنگ ملی و گروهی به فرهنگ مذهبی و گروهی به فرهنگ مدرن.

م طالعات انسان شناسی:

نیمه ی دوم قرن ۱۹ اولین بخش توجه به فرهنگ ایرانی توجه به اساطیر ایرانی است توجه به آداب و رسوم زبان عامیانه مشروعیت ژیدا می کندو آغاز توجه به فرهنگ مردم باز نمای فرهنگ مردم توسط دهخدا٬جمالزاده و.... صورت می گیرد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 0:34  توسط برزه  | 

بیر بوردیو

در اموزش مهمترین دستاورد برای دانشجویان ودانش اموزان دانش زرف ودقیقی که او حاصل می کند نیست بلکه روش های کسب دانش عادات روحی خاص شیوه های طرح مساله و موضع گیری های  نظری مهمترین دستاورد یک سیستم اموزشی است.

امانویل کانت

از بین ابداعات بشر دو هنر از همه مهمتر ومشکل تر است هنر مملکت داری وهنر تعلیم وتربیت.

نابلیون

ارتباط تنگاتنگی بین این دو وجود دارد زیرا تا به کودکان اموخته نشود که انها بایستی جمهوری خواه باشند یا سلطنت طلب دولت نمی تواند یک ملت را تشکیل دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 16:18  توسط برزه  | 

در این جلسه استاد  فاضلی دو تا کتاب  با خودشون به کلاس اورده بودند مردم شناسی جنسیت وجامعه شناسی جنسیت وخلاصه ای از ان را در کلاس خواندند .

تفاوت های جنسیتی

۱-اجتماعی شدن۲-اسباب بازی ها۳-داستان های کودکان۴-اموزش وبرورش۵-رسانه هاو....اشکار می  شوند.

انسان شناسی روستایی

محیط طبیعی در روستا بسیار تاثیر گذار است در شهر اقتصاد مبتنی  بر صنعت وساخته  ی دست بشر است ولی نمی توان تاثیر جغرافیا را صفر گرفت.

انسان شناسی کلاسیک که از سال ۱۸۵۰تا۱۹۵۰  شکل گرفت جوامع کوچک مقیاس را مطاله می کرد

اما انسان شناسی معاصر گسترش بیدا کرده وشهر ها را نیز مطاله می کند.

۸۰درصد جمعیت جهان در شهر  ها و۲۰ درصد در روستاهازندگی می کنند.

شهر نشینی شیوه ی زیستن است وزندگی روستایی هم شکل شهری می گیرد.

اولین چیزی که شکل روستا های ایران را تغیر داد انجام وظیفه  ی اجباری بود وبعد مدرسه وسفر های زیارتی و.... .

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:22  توسط برزه  | 

فرهنگ دردنیای امروز موضوع مهمی است واهمیت آن ناشی از تحولاتی است که در جهان اتفاق افتاده وسبب شده که همه ی رشته ها به فرهنگ روی آورند به این پدیده چرخش فرهنگی میگویند.

دلایل اهمیت فرهنگ:

الف:فرهنگ اقتصادی شده:اگر در گذشته فرهنگ تولید پول وثروت نمی کرد امروزه به عنوان مهمترین منبع درآمد شناخته میشود.

ب:سیاست فرهنگی شده:مردم در سیاست اهمیت پیدا کردند وقدرت بر خلاف گذشته برخاسته از مردم وبرای مردم است.

ج:مجموعه ی تحولات نظری و معرفت شناسانه رخ داده است.

د:فرهنگ به دلیل اینکه در طول یک نیاز وضرورت برای انسان بوده اهمیت دارد.

تعاریف از فرهنگ:

۱-کلاسیک۲-توصیفی۳-نمادین۴-ساختاری.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 23:46  توسط برزه  | 

مشخصات فرم كتاب

نام : جزيره خارگ، در يتيم خليج

نويسنده: جلال آل احمد

چاپ اول: 1339

چاپ دوم: 1352، چاپخانه ي فاروس ايران، تهران

در قطع : رقعي

 

در ابتداي كتاب با يادداشتي از همسر مرحوم جلال آل احمد، سيمين دانشور، آغاز شده ودر صفحه ي بعد سخني از ابوريحان _ وقد قبيل ان الدره اليتيمه اخرجت من هناك_ ودر صفحه ي بعد آثار نويسنده كه طبقه بندي  شده به قصه وداستان ، مشاهدات، مقالات، سفرنامه، ترجمه، نمايشنامه وبراي هر كدام نمونه هايي ذكر شده .

صفحه ديگر به فهرست مطالب اختصاص داده شده كه كتاب را به ده بخش تقسيم كرده كه عبارتند از : 1- مقدمه 2- بخش دوم آشنايي با خارگ، فصل سوم، چادر نشينان  عهد نفت، فصل چهارم ، زمينه ي زندگي خارگيان، فصل پنجم ، آثار الباقيه، فصل ششم ورقي به تاريخ وهمين طور آخرين ديدار ، افسانه وروايت فرهنگ وفصل آخر ضمائم.

جلال آل احمد از معروف نويسندگاني است كه تقريبا در تمامي زمينه هاي نثر فارسي دستي دارد واين امر نشان دهنده ذوق سرشار وطبع لطيف وي است.

زندگي هنري جلال را بايد در دو مقطع مورد ارزيابي قرار داد: يكي دوره ي جواني وبه تبع آن دوره اي كه از نظر سياسي گرايش به گروههاي چپ دارد ودر اين هنگام افكار خود را در قالب نوشته هايش مي ريزد وخط مشي فكري خود را در آثارش نشان مي دهد.

اما دوره ي دوم زندگي جلال  از هنگامي آغاز مي شود كه او بعد از  شكست سياسي وسفرش به مكه و نوشتن سفرنامه اش موسوم به خسي در ميقات از افكار وانديشه هاي گذشته اش نه تنها فاصله مي گيرد بلكه آنها را طرد ومردود اعلام مي  كند.

آثار جلال را مي توان به قصه وداستان ( ديد وبازديد ،  سه تار، زن زيادي...) مشاهدات( اورازان، تات نشينهاي بلوك زهرا) مقالات( هفت مقاله، غرب زدگي...) سفرنامه( خسي در ميقات) ترجمه( قمار باز، بيگانه، ...) ونمايشنامه ( سوء تفاهم ، كرگدن، و...) تقسيم بندي كرد.

جلال آل احمد در " خارگ در يتيم خليج " از تاريخ خارگ سخن مي گويد ونگران تباه شدن باورها وسنت ها است. در پيشگفتار مي نويسد: وقتي چنان بندري وچنان تاسيساتي در خارگ كامل شود، ديگر از آن خارگ كه در اين دفتر خواهيد ديد كمتر اثري مانده است.   خارگ ص 12

آل احمد در اينجا خود را در برابر هجوم غرب مي يابد، بولدوزرهاي عظيمي را مي بيند كه با تنه ي سنگين خود، باغستانهاي نخل وخانه هاي روستايي را مي كوبند ودر جاي آنها ، ساختمانهاي چند طبقه با ابزار جديد سر به آسمان مي كشد. (( بحث در اين نيست كه به استقبال تحول ماشيني جديد بايد رفت يا نه... بحث اكنون بر سر اين است كه با پذيرفتن اجباري چنين تحولي آيا بايد شخصيت وموجوديت وفرهنگ محل را نيز ناديده گرفت ودر بست تن را به آنچه ماشين مي خواهد با كارشناسش كه هر دو از ما وادب ما ورسم معاش ما بيگانه اند.  ( خارگ ص 20 و14)

در بخش دوم (( آشنايي با خارگ )) سخن از سفر هوايي از آ بادان به خارگ مي رود ، همراه با توصيف هايي موثر از طبيعت ، چهره ي همسفران وحالت دروني نويسنده :

(( واكنون مارپيچ شط پديدار  بود وحيات بر روي آن در زورق ها وكشتي ها ونفت كش ها وبر كناره ي آن از زير طاقهاي گل اندود وفروتن محصور نخل ها...) خارگ ص 45

نويسنده در ورود به خارگ وراه سپري بر ماسه هاي نرم فرودگاه ، خود را در زميني ناشناس وپر از شگفتي مي بيند كه در هر لحظه اي به انتظار كشف تازه اي است. سژس به فكر فرو مي رود كه آيا اين جزيره را هميشه خارگ مي ناميده اند؟ واز گفته ي جغرافيا نويسان دوره ي اسلامي قرن سوم هجري به بعد كساني چون ابو اسحاق فارسي ونويسنده ي ناشناس (( حدود العالم)) ابن حوقل، ابن خرداد وبيروني ... نكته هايي مي آورد كه اينان همه اين جزيره را خارگ ناميده اند. ولي در دوره هاي بعد نويسندگان ديگري، در مثل نويسنده ي (( فارسنامه ي ناصري)) آن را خارگ ناميده اند. ديگر نكته هاي اين بخش به گفتگو درباره ي تاريخچه ي جزيره ي(( خارگ)) وآوردن نوشته هاي تاريخ نويسان ايراني ويوناني در اين زمينه اختصاص يافته است.

در بخش سوم (( چادر نشينان عهد نفت)) ، به وصف چادرها، زندگي كارشناسان خارجي، كردار ورفتار آنها وواكنش خودش در برابر تكبر بيجاي خارجي ها مي پردازذ وگوشه وكنايه اي كه به آنها مي زند وچون آنها زبان پارسي را درست نمي فهمند دير متوجه كنايه ها مي شوند يا آنها را در نمي يابند. جايي نيز پزشك همسفرش مي رود جايي مي نشيند كه ويژه كارشناسان خارجي است وآنگاه كه با صراحت يا كنايه مي خواهند به پزشك تعرض كنند، آل احمد عصبي مي شود وواكنش سختي نشان مي دهد: (( برخاستم ورفتم پهلوي دكتر نشستم. نگاههايي ردو بدل شد وبعد سرها به زير افتاد. از دكتر كه همين طور مي غريد وغذا مي خورد!)) ص 47

در بخش چهارم از ويژ گيهاي طبيعي آب وخاك ، چاه آب وقنات، كار وبار مردم خارگ و طرز صيد مرواريد وغواصي و... سخن به ميان مي آيد ودر اين بخش مي خوانيم

(( خارگ جزيره اي است مرجاني واگر برخي ناهمواريهاي آن را ناديده بگيريم همچون كاسه ي سنگ پشتي از آب در آمده است وقوز كرده و... غير از دست مسطح كوچك گوشه ي شمال شرقي اش ، بقيه ي جزيره از يك پوششي سنگي با شكافهاي عظيم و ريزشهاي وهم انگيز مفروش است، سنگي تيره وآهكي ونرم كه اجرا كندن آن به كلنگ نوك تيز نيازي نيست)) خارگ  ص 50و57

در هر گوشه جزيره چاهي هست با دهانه اي گشاد وعمقي بسيار كم كه مي توان با دست نيز از آن آب برداشت، در جزيره قنات هايي هست وخارگ از جزاير معدود خليج فارس است كه آب شيرين دارند وبه همين دليل بارانداز اقوام جهانگرد ، جهانگير يا بازرگان بوده است . برزمينه ي چنين طبيعتي خارگيان مي زسيته اند يا هنوز زسيت مي كنند. شمار خانوار اين جزيره يك صد و بيست است كه در حدود پانصد وچهل نفري مي شوند. بيشتر مردم جزيره شافعي مذهبند وبقيه شيعي دوازده امامي .

نزديك به گويش تنگستان وبوشهر سخن مي گويند. خانه هايشان وسيع است، هم باغ ونخلستان است هم مكان زسيت، (( بر گوشه اي مرتفع از خانه، يكي دو اتاق است وديگر جاها زمين گود است تا آب چاه وقناتهاي پاي نخل ها سوار شود. مصالح ساختمان هاشان همان سنگهاي مرجاني ( جزيره) است. ... سقف ها تير ريز است يا (( چندل)) يا اصله نخل هاي پير. قوت غالبشان خرماست وماهي ، گندم وبرنج را به ندرت دارند!)) 

از دريا مرجان بيرون مي آورند يا براي خود يا براي فروش به شيخ نشين هاي خليج فارس ، براي ييلاق بهاري به (( خارگو)) كه سبزه زار دارد مي روند. تفنن كودكانشان جويدن شيره درخت ليل است به جاي سقز وقندرون.  لالايي شان اشعار فايز دشتستاني است.

از شش مسجد جزيره يكي هنوز برجاست كه شافعي وشيعي هر دو در آن نماز مي خوانند، جدال كيشي ندارند وبا هم خويشاوندند.

جامه ي مردان پيراهن را سته ي سفيد (دشداشه) است وشالمه اي به سر مي بندند. زنها نيز همان پيراهن راسته را مي پوشند اما به رنگ تيره وبيشتر سياه وروي آن چادر سياهي وبيشتر عبايي به سر انداخته ومقنعه اي به صورت افكنده كه خودشان برگعه(( برقع)) مي گويند....

قليان زيادي مي كشند ولي قهوه نمي خورند. چاي به جاي آن است با همان ادب.

بيماري هاي بومي كورك است ودرد چشم وتنگي نفس ودرد پاو... رقعي هم داشته اند به اسم (( رقص شيخ فرج)) مخصوص سياهان وسوغات آنها از آفريقا.... 2و1 خارگ ص 57و50

در بخش پنجم آثار تاريخي جزيره از نظر خواننده مي گذرد . در مركز قسمت شمالي جزيره، برآمدگي بزرگي تنگي هست همچون كاسه ي دمر افتاده ي لاك پشتي ودر گوشه ي جنوب غربي برآمدگي ديگري هست گرد وكوچكتر...

برسر بلندترين نقطه يكي از اين دو برآمدگي ، آثاري از بنائي سنگي باقي است. خرابه ي معبدي يا آتشگاهي يا چهار طاقي مانند. در دامنه ي جنوب شرقي همين دو برآمدگي دو دخمه قبل از اسلام هست كنده در سنگ كه گورستان بزرگان بوده است يا بازرگانان در پشت همين دو برآمدگي بقعه وبارگاهي است معروف به مزار ((مير محمد حنيفه)) وجاي ديگر دو گورستان بزرگ اسلامي است ونشانه هايي از گورهاي پيش از تاريخ :

دو  سنگ بزرگ يكپارچه به شكل عدد هشت بر فراز يكي از برجستگي هاي شمالي جزيره كه اهالي آنها را (( دو دخترون)) مي نامند، شايد در دوره ي چيرگي سلوكيان معبد نپتوني بربقاياي معبد يا آتشگاهي بنا شده بوده. شايد اين معبد از آن خدا بانوي ناهيد بوده كه نزد ايرانيان پيش ا زاسلام فرشته ي نگهبان آب وآباداني به شمار رفته. { معبد اصلي ناهيد در استخر بود}     ايران از آغاز تااسلام  ص 320

در بخش ششم از خارگ دوره ي اسلامي سخن مي رود كه پناهگاه كيسائيه ومعبد احتمالي قرامطه بوده. سپس از چيرگي ملوك هرموز وبعد تسلط فرنگان سخن به ميان مي آيد واكنون نيز كه بزرگترين پايگاه صدور نفت است.

در بخش هفتم سخن از آخرين ديدار وباز حسرت روفته شدن فرهنگ وزندگاني خارگيان به وسيله ي ماشين، ودر بخش هشتم سخن از ((افسانه وروايت)) است ودر بخش نهم سخن از فرهنگ ودر بخش هاي ديگر پيوست هايي درباره ي تاريخ جزيره وخانده هاي آن در آخرين صفحه ي كتاب از (( قصص الا نبياء)) سخن از سليمان مي رود كه انگشتري از دست بيرون آورد، وديوي به هيئت خادمش انگشتري را گرفت وبر اورنگ نشست وسليمان سرگردان شد. وچون كارهاي ديو بر اورنگ نشسته وبه كارهاي سليمان نمي ماند. آصف وزير بر او سخت گرفت وديو گريخت وانگشتري در دريا افكند:

(( ماهي آن را گرفت وآن روز خويشتن در دام صيد افكند ، صياد آن ماهي به سليمان داد... چون كشمكش بازكرد انگشتري را بيافت شاد شد... درآن چهل روز كه مملكت از دست او بشد، ديوان خلق را جادوئي آموختند))  قصص الانبياي جويري- 195- خارگ ص 182

وآوردن اين قصه نشان مي دهد كه به نظر جلال آل احمد اين جادو ماشين است وعوارض آن وآن ديو از بند رسته ي حيله گر استعمار است كه در هر جاي جهان پاي مي گذارد. انگشتري گرانبها ي فرهنگ بومي را از دست مردمش مي ربايد.

آل احمد در خارگ گامهاي بزرگي در شناخت زير وبم زندگاني واقعي دور از شهرهاي بزرگ وروستايي ايران برمي دارد. مشاهده هاي او در اين زمينه فقط با (( چشم سر )) نيست با (( چشم دل)) نيز هست.

در كل خارگ از مشاهداتي است كه با وجود فصول وبخش هاي مختلف داراي انسجام كلي ومعنايي ودر تمامي قسمت هاي كتاب است وبا وجود نثر داستاني وساده ي  نويسنده حاوي تمامي جزئيات وحتي نقشه هايي از جزيره است. وسخن آخر در مورد اين تك نگاري آل احمد اين است كه خارگ تحقيق وتتبعي تازه به شمار مي روند كه در زمينه ي زبان شناسي ، آداب ورسوم وفكور توام با مطالعات عيني اقتصادي واجتماعي كه اگر قرار باشد روستاهاي اين كشور را سامان دهيم از بهترين راهنمايان ما هستند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 23:21  توسط برزه  | 

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی

ازین باد گر مدد خواهی چراغ دل برافروزی

دوستان عزیزم٬سلام

عید نوروز باستانی را به همه ی شما تبریک می گویم و امید وارم سال خوبی داشته باشید وبا نظرات خوبتان من را در نوشتن مطالب تنهایی ٬همراهی کنید.وبلاگ تنهایی به تنهایی متعلق به همه ی شماست.

این اولین مطلبم در سال ۸۶ است ببخشید که دیر عید را به شما تبریک گفتم٬ یک هیچ به نفع شما راستی عیدی ما فراموش نشه مرسی .

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 11:34  توسط برزه  | 

موضوع علم انسان شناسی فرهنگ است و فرهنگ در رشته های دیگر علمم مثل علوم سیاسی وفلسفه وادبیات و....مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.

چه چیزی انسان شناسی را از علوم دیگر جدا می کند ؟

فرهنگ موضوع اصلی انسان شناسی است در حالی که علوم دیگر موضوع اصلیشان فرهنگ نیست بلکه به فرهنگ هم می پردازند واینکه انسان شناسی چیزی به نام رویکرد انسان شناسی دارد.

آنچه انسان شناسی را از سایر علوم جدا میکند رویکردش است بنابراین فرهنگ موضوع اصلی است .

رویکرد یعنی شیوه ای که به فرهنگ نگاه می کند

رویکرد انسان شناسانه به فرهنگ :

فرهنگ واژه ای است که هم در زبان عامیانه و هم در زبان ادیبانه و هم در زبان علمی کاربرد دارد .

در کاربرد عامیانه فرهنگ یک نوع قضاوت ارزشی است و منظور از قضا وت ارزشی توجه به تعلیم و تربیت

و وجوه درونی فرهنگ است و یک جنبه ی فردی دارد و یک مفهوم ساده است و لایه های پیچیده ی فرهنگ را نمیبیند .کاربرد ادیبانه یک وجه توصیفی دارد . در انسان شناسی با طریقه ی خاصی فرهنگ را می بینیم و تجزیه تحلیل می کنیم .

دو دلیل عمده ی نگاه انسان شناسی به فرهنگ را از علوم دیگر جدا می کند :

۱ـ تفاوت رویکردهای نظری  ۲ـ قلمرو موضوعی (روان شناسان با توجه به شخصیت فرد به فرهنگ نگاه میکنند )

انسان شناسی کلاسیک جوامع کوچک مقیاس را کار می کرد . در علوم انسانی و به طور کلی علم به دنبال تعریف نیستیم زیرا علم فلسفه و منطق نیست تعریف برای ذات و ماهیت است . علوم در صدد شناخت ویژگی ها هستند و منظور از تعریف  بیان ویژگی هاست . ویژگی ها متغیر و متکثرند و در جاهای مختلف ٬گوناگون هستند . برای جامعه نیز نمی شود تعریف ثابت و مطلق ارایه کرد . کار علم مفهوم سازی است .

ادوارد تایلور در سال ۱۸۷۱ اولین بار فرهنگ را به کار برد . فهمیدن فرهنگ به مثابه نظریه و ابزار تجزیه و تحلیل و دیدن است در علوم انسانی چون سوژه ی شناخت و محقق یکی است مشکل به وجود می آید و باید در سرزمین دیگر که غریبه است جستجو کرد . یکی از قواعد ساختاری ذهن بشر مقایسه کردن است و سفر کردن حس مقایسه را تقویت می کند .(اشتراوس)

۹۴٪ رهبران جهان کسانی هستند که در کشوری دیگر درس خوانده اند و اغلب مشکلات کشور از سوی کسانی است که فقر فرهنگی جهانی دارند .

ویژگی های فرهنگ :

الگو مند است امری تاریخی است و یک سازه ی اجتماعی است و در نتیجه ی هم نشینی و تعامل انسان ها و فر آیند های اجتماعی شکل گرفته اند فرهنگ ها نسبتا متغیر و پویاهستند و تغییر در آن تدریجی است .

مولفه ها : باورها ٬ ارزش ها و هنجارها .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 23:6  توسط برزه  | 

طبق عادت همیشگی ساعت ۴ توی کلاس نشسته بودیم و منتظر بودیم که استاد بیایند و بعد از حضور و غیاب گزارشی از وبلاگهایمان را بگیرند.اما استاد وارد کلاس شدند و تنها نبودند یک خانم هم همراه ایشان بود .استاد بدون مقدمه به معرفی خانم دکتر نجم آبادی برداختند که استاد مردم شناسی دانشگاه فرانکفورت است و برای یک همایش به ایران آمده اند و از ایشان خواستند که طی ۵-۴ دقیقه خودشان را معرفی کنند که این صحبت ها ۱۲۰ دقیقه به طول انجامید.

درباره ی مردم شناسی

انسان شناسی دانشی برای شناخت خود است افرادی که به هر نحوی در حاشیه ی یک جامعه قرار دارند برای شناخت خود تلاش میکنند .تحقیق میدانی هنر است .

اولین کسی که در ایران کار مردم شناسی انجام داد جاسوس آلمانی به نام ویلهلم هاوس بود .

انسان در مورد جمعیتی میتواند تحقیق کند که دوستشان دارد .

عشق نام دیگری است برای خلاقیت .احساسات و عواطف لازمه ی علم است.

برای تقویت مردم شناسی در ایران چه باید کرد؟

باید روی روش کار کرد .انجام کار میدانی به شکل صحیح ٬ مردم شناسی این نیست قصه ها و لالایی ها و ... را از افراد جویا شویم بلکه اینها قسمتی از مردم شناسی است .از لحاظ بوجه باید تقویت شوند تا فرهنگی که داریم و برایمان ارزشمند است را حفظ کنیم در مردم شناسی رفتاررا باید بفهمیم و به عمل افراد توجه کنیم .مردم شناسی برای شناخت هویت و ریشه ی خودمان است .

تفاوت دانشجوی شرقی با غربی :

دانشجوی شرقی تجربه ی زندگی بیشتری دارد و دائما در جستجو هستندولی غربی ها به دلیل اینکه یک نظم و انضباطی در زندگی آنها حاکم است راحت طلبند .

مشکلات ما در ایران:

ما سیستم نداریم تا تجربه هایمان را به دانش تبدیل کنیم .ارتباط ایرانی ها خیلی زیاد است و به نهظر استاد این مانع فکر کردن است .

در آخر وقتی ساعت ۶ شد اصلا گذر زمان را حس نکردیم و جالب اینکه استاد حضور و غیاب نکردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 22:53  توسط برزه  | 

زندگی هنری جلال را باید در دو مقطع ارزیابی کرد.یکی دوره ی  جوانی و به تبع ان دوره ای که از نظر سیاسی گرایش به نیروهای چب دارد ودر این هنگام افکار خود را درقالب نوشته هایش میریزد وخط ومشی فکری خود را در اثارش نشان می دهد.اما دوره ی دوم زندگی جلال از وقتی اغاز میشود که او بعد از  شکست و سفرش به مکه ونوشتن سفرنامه اش موسوم به خسی در میقات از افکار و اندیشه های گذشته اش نه تنها فاصله می گیرد بلکه انها   را  طرد ومردود اعلام میکند.

اثار او شامل  قصه و داستان و مشاهدات وسفر نامه ومقالات وترجمه که به ترتیب مثل مدیر مدرسهوزن زیادی و...وخسی در میقات  ارزیابی شتابزده وغرب زدگیوترجمه قمار باز داستایوسکیو سوئ تفاهم از البر کامو و.... .

مشهور  ترین اثر او مدیر مدرسه واز دیگر اثار انتقادی اجتماعی نون و القلم نفرین  زمین و.....که جزیره ی خارگ هم جزئ سفر نامه ها می باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 23:18  توسط برزه  |